تبلیغات
مولایم حسین - همایش ملی شهدای بصیرت
یکشنبه 29 خرداد 1390  04:31 ب.ظ
توسط:

همایش ملی شهدای بصیرت

 

 

 

این‎جا شیعه‎بودن حرام است

«پاراچنار»، غزه‎ای در همین نزدیكی

 در گوشه‎ای از این دنیا و در منطقه‎ای به نام پاراچنار ممكن است هرلحظه جلوی درِ خانه‎تان یك مین سبز شود و پای‎تان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهری دیگر، هزینه‎ای بَس گزاف به قیمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گویی جمهوری اسلامی كوچكی شكل گرفته است. مردم این منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامی می‎دانند و هروقت نام رهبری می‎آید، چنان منقلب می‎شوند که قابل وصف نیست. اما گویا در پاراچنار دست همه دشمنان شیعیان در یك كاسه است تا مقاومت شیعیان را بشكنند؛ از آمریكا و اسرائیل گرفته تا عربستان و سرویس‎های اطلاعاتی بسیاری از كشورهای دیگر.

پاراچنار كجاست؟ «پاراچنار» نام منطقه‎ای است در پاکستان که در محاصره طالبان است و اگر چاره‎ای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آن‎جاست. در پاراچنار حكم مرگ شیعه را امضا كرده‎اند؛ غافل از آن‎كه شیعه پیوندی ناگسستنی با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطه‎ای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد می‎روند و دیوارهای مساجد را با عکس‎های امام (رحمت‎الله‎علیه)، شهید بهشتی، شهید همت، شهید آوینی، شهید مطهری و... تزیین می‎کنند. و مردم ایران شاید ندانند این منطقه در پاکستان به «ایران کوچک» معروف است.

پاراچناری‎ها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟ شهید سیدعارف حسین الحسینی از شاگردان امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) بعد از انقلاب اسلامی رهبری شیعیان پاكستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خمینی ‎(رحمت‎الله‎علیه) آشنا شد. شهیدحسینی به‎خاطر حضور سرسختانه‎اش در مبارزات علیه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ایران هم دست از مبارزه نكشید و مشارکتش در مبارزات علیه رژیم پهلوی، موجب اخراجش از ایران شد. سیدعارف حسین الحسینی در سال ۱۳۶۳ با حكم امام (رحمت‎الله‎علیه) به‎عنوان نماینده ایشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابی‎شدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهید شد. پیكرش در روستای «پیوار»، از توابع پاراچنار به خاك سپرده شد كه اكنون مهم‎ترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.

آغاز ماجرا پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره طالبان و هم‎پیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهل‎سنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتی آن‎ها هم از كارهای طالبان به ستوه آمدند.

پس از آن‎که طالبان از جنوب به شمال -‎یعنی پاراچنار ‎- منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. طی چندین درگیری، صدها تن از شخصیت‎های

سهیل كریمی با بیان این‎كه پاراچناری‎ها رهبر ما را رهبر خودشان می‎دانند و در همه کوچه‎ها و بازار‎های‎شان عکس امام (رحمت‎الله‎علیه) و رهبری (مدظله‎العالی) نصب شده، اظهار داشت: بزرگ‎ترین افتخار برای پاکستانی‎ها این است که ویزا بگیرند و بروند عربستان کار کنند. اما برای پاراچناری‎ها عار است که چنین کاری کنند. بزرگ‎ترین افتخار برای پاراچناری‎ها این است که بیایند ایران و کار کنند و پول حلال دربیاورند

برتر شیعیان توسط طالبان به شهادت رسیدند. اما از آن‎جایی‎ که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسه‎هایی را توسط برخی از طرفدارانش به راه انداخت. در آخرین اقدام طالبان، به‎دنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان كه در قالب یك راهپیمایی علیه امام حسین (علیه‎السلام) و در تأیید یزید به تاریخ ۱۲ ربیع‎الأول (آوریل ۲۰۰۷) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضرب‎الأجلی پنج‎روزه را برای پیگیری دولت مشخص كردند. پنج روز بعد كه مصادف هفدهم ربیع‎الأول و روز ولادت حضرت رسول (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) بود، شیعیان با ملاحظه عدم پیگیری دولت درباره اهانت‎های طالبان، دست به تجمع مقابل یكی از مساجد دشمنان زدند و سلفی‎ها كه منتظر چنین فرصتی بودند، از مناره‎های مسجد شروع تیراندازی كردند و همچنین شهر را هم خمپاره‎باران كردند. شیعیان هم با مشاهده چنین وضعیتی، به یك‎باره «یاعلی» گفته و آن‎ها را از شهر بیرون كردند.

سهیل کریمی كه سال گذشته برای ساخت مستندی به پاراچنار رفته و سه هفته را در پاراچنار سپری كرده بود، محل جنایت طالبان در حمله مذكور را دیده و می‎گوید: اگر این مناره‎ها را ببینید، متوجه می‎شوید که هیچ دلیلی برای ارتفاع بسیار زیاد آن‎ها و نیز وجود دریچه‎های آن‎ها نیست. این مناره‎ها صرفا برای كار نظامی این‎گونه طراحی شده و حكم یك برج دیده‎بانی را دارد.

حتما ادامه مطلب را بخوانید



:. ادامه مطلب .:
 

ناتو سیاست‌های سایبری خود را متحول می‌كند

 

ناتو در پی ایجاد اصلاحات و تغییر سیاست های خود در حوزه سایبری و پدافند سایبری است.

سایت "هاست اكسپلود " در گزارشی به قلم "خورخه بنیتز " نوشت، جلسه ای با حضور وزرای دفاع ناتو در تاریخ 8 و 9 ماه ژوئن در بروكسل برگزار شد. از تصمیمات اتخاذ شده در این جلسه می‌توان به نسخه اصلاح شده سیاست ناتو در موضوع پدافند سایبری اشاره كرد.

* دستاوردهای این جلسه: گزارشی خلاصه و مطرح شدن 2 سوال

در گزارش اولیه این جلسه، اطلاعات كمی در ارتباط با این نسخه اصلاح شده سیاست گذاری ارائه داد و اینكه چگونه این سیاست می‌تواند راهكاری هماهنگ در حوزه پدافند سایبری را برای كشورهای هم پیمان ایجاد كند؛ راهكاری كه با تمركز برروی روش‌های صریح، مشخص و نوین، و برای پیشگیری از تهدیدهای سایبری ترویج شود. اكنون این حقیقت فاش شده است كه 2 سوال اساسی توسط وزرای شركت كننده در جلسه مطرح شد كه این سیاست را به چالش كشید: ناتو می‌خواهد از چه چیزی دفاع كند و برنامه این سازمان برای اینكار چیست؟

* معاون دبیركل ناتو درخصوص چالش‌های امنیتی توضیح می‌دهد

ایده پدافند سایبری ناتو كه در مارچ 2011 به تصویب اعضا رسید مبنای گفتگو و سرآغاز توسعه سیاسی است. معاون دبیركل "بخش چالش‌های امنیتی، "جیمی شیا "خلاصه‌ای از دست آوردهای اخیر ناتو ارائه می‌دهد: "سیاست نوین به ناتو كمك خواهد نمود تا سریع تر و بهتر از شبكه‌های كامپیوتری خود محافظت نموده و همیاری بهتری در تمام سه حیطه حیاتی امنیت سایبری با هم پیمانان و شركای خود داشته باشد. 3 حیطه مذكور شامل جلوگیری از حملات سایبری، مبارزه و كاهش اثر آنها، مساعدت به كشورهای آسیب دیده به منظور بازسازی و ترمیم سریع سیستم‌های اطلاعاتی شان است. سیاستی كه دستاوردی عظیم برای ناتوست. "
دبیر كل ناتو نیز اظهار داشت: "اگر بگوییم حملات سایبری شكل جدیدی از مبارزات ممتد و نرم هستند اغراق نكرده ایم. "

 

چه کسانی به نوروز طعم کابالا می دهند

 
به نظر میرسد 'افسانه جادوگر' عنوان هوشمندانه ای است که برای فیلم سینمایی 'کارآموز استاد ساحر' برگزیده شده است تا حساسیت های احتمالی در خصوص پخش این اثر را به حداقل برساند.

 

واقعیت از تخیل عجیب تر است! شاید این جمله مارک تواین نویسنده شهیر آمریکایی در نگاه اول نوعی اغراق ادبی قلمداد شود. اما پخش برخی فیلمهای خاص از شبکه های رسانه ملی عجایب شگف انگیزی را باور پذیر کرده است. تصور کنید برخی مسؤولین رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران که از اساس برای حرکت در جهت تفکر ایرانی- شیعی ضد امپریالیستی- صهیونیستی سازمان یافته است اقدام به آموزش باطنی ترین تعالیم مکاتب یهودی و آنگلوساکسان بنماید و جوانان مخاطب خود را به بهره گیری از این تعالیم برای کشف راه آینده دعوت کنند. این تصور عجیب و شگفت انگیز به دست مسؤولین تهیه فیلم های خارجی شبکه سه سیما تحقق یافته است.

 

نماد تک چشم سمت چپ به خوبی در طراحی پوستر فیلم استفاده شده است

 

روز 5 فرودین ماه 1390 شبکه سه سیما اقدام به پخش فیلم سینمایی نمود که به طور مستقیم و آشکار به دست گروه های سرشناس صهیونیستی در سینمای آمریکا تولید شده است تا مخاطبان نوجوان خود را با میراث پیشامسیحی کیمیاگری یهودی و علوم غریبه کابالایی آشنا نماید و اقبال به سوی آنها را به عنوان گنجینه ای شایسته برای بازتعریف زندگی معنوی و مادی پیشنهاد کند.
The Sorcerer's Apprentice محصول 2010 آمریکا و کمپانی والت دیزنی است. ترجمه عنوان فیلم "کارآموز استاد ساحر" می باشد ولی احتمالاً برای کاهش حساسیت هایی که میتوانست مانع پخش فیلم شود از عنوان " افسانه جادوگر" برای معرفی فیلم استفاده شده است.
درسال 2000 دیوید استاتلر 10 ساله که در منهتن نیویورک زندگی میکند به طور تصادفی وارد یک فروشگاه عجیب عتیقه فروشی می شود. او در آنجا حوادث عجیبی می بیند. آقای بالتازار ( با بازی نیکلاس کیج) جادوگر هزار ساله و صاحب مغازه از ورود دیوید استقبال میکند و به او اسراری را درباره انگشتر ساحری و بازگشت مورگانها بازگو مینماید. دیوید که گیج شده است شاهد خروج مردی پلید به نام هوروات از درون کوزه کوچکی می شود. هوروات و بالتازار درگیری سختی را با هم انجام می دهند. در اوج درگیری بالتازار از دیو میخواهد که انگشتر ساحری را پیش خود نگه دارد چرا که او موهبتی طبیعی دارد و ساحر آینده و یک مرلینی واقعی خواهد بود. بالتازار و هوروات نیز در درون کوزه زندانی میشوند. کسی حرفهای دیوید را درباره حوادث فروشگاه مرموز باور نمی کند.
سال 2010 است و دیوید اکنون 20 ساله شده است. او دانشجوی موفق رشته فیزیک است هرچند که گه گاهی همچنان دچار تخیلات و رفتارهای احمقانه میشود. کوزه مرموزی که بالتازار و هوروات در آن زندانی هستند در خانه پیرمرد عتیقه دوستی قرار دارد. سال موعود فرار رسیده است و زندان جادویی کوزه به روی آنها باز میشود. هوروات و بالتازار از شاگردان مرلین بوده اند. مرلین جادوگر خوب و مشهوری بوده که در قرن هشتم زندگی میکرده است. هوروات در همان زمان با زن جادوگر پلیدی به نام مورگان پیمان می بندد. مرلین و شاگردانش روح مورگان را در خمره عروسکی شکلی که در واقع یک زندان ساحری است زندانی می کنند. اما هوروات قصد دارد با شکستن طلسم خمره و آزادسازی مورگان قدرت دوباره او را در زمین حاکم کند. بالتازار به دیوید توضیح میدهد که تنها اوست که میتواند مانع این حادثه ناگوار شود چرا که او مرلینی برتر است و برای این کار پیش از هر کاری باید درس های ساحری را فرا بگیرد. دیوید هرچند نگران و ترسو است ولی ترجیح می دهد برای هیجان هم که شده چیزهای بیشتری از جادوگری بیاموزد. زیرزمین یکی از ایستگاه های متروک مترو به عنوان کلاس درس انتخاب میشود و بالتازار آموزش تعالیم ساحری به دیوید را آغاز می کند. دیوید در چند سطح ابتدا تاریخ سحر و ساحری و سپس نسبت سحر با علم و هنر را می آموزد و در پایان با شگردهای کنترل طبیعت و نیروهای آن آشنا می شود. او در نهایت موفق میشود با ترکیب تعالیم جادوگری با دانش خود از فیزیک شگردهای جدیدی خلق کند. در شب موعود و آزادسازی مورگان، او در قالب بدن ورونیکا ظاهر میشود. ورونیکا همسر بالتازار بوده است که هزار سال پیش بدن او توسط مورگان تسخیر شده است. بالتازار با فداکاری بدن خود را به جای بدن ورونیکا تسلیم مورگان می کند. روح مورگان از بدن بالتازار نیز خارج شده و با کالبد خود ظاهر می شود و قدرت جادوئی اش را باری نابودی دیوید به کار می گیرد. اما در نهایت دیوید با مهارت جادویی- علمی خود او را برای همیشه از بین می برد. دیوید دوست دختری قدیمی به نام بکی دارد که در تمام مراحل همراه اوست و موفقیت نهایی دیوید نیز مدیون کمک و همراهی بکی است.

معرفی میراث سلسله کیمیاگران کابالای اروپا به عنوان رهبران آیندههرچند ژانر فیلم تداعی گر تخیلی بودن داستان است ولی ارجاعات صریح و روشنی در فیلم وجود دارد که محتوای آن را به دنیای واقعی و جریانهایی که اکنون در سطح جهانی با آن مواجهیم پیوند میزند. بالتازار عمری هزار ساله دارد. کنت سنت ژرمن یک کیمیا گر یهودی و کابالیست شهیر قرن هجدهم است که از سوی محافل فرقه ای گوناگون و پیروانش برای او عمر چند هزار ساله و همزمانی با عیسی ناصری تبلیغ می شود.

کنت سنت ژرمن کیمیاگر کابالیست هزار ساله که درفیلمهای متعدد شخصیت معادل دارد.

 

او به جادو تسلط کامل داشت. او همچنین عضو فراماسونری لژ سفید در فرانسه بود. گفته می شود او نیز به کالج جادوگری بریتانیا که در آکسفورد تأسیس شده بود رفت و آمد داشته است. جوزف بالسامو، کنت سنت ژرمن، پاراسلسوس و نوستر آدامی از جمله کیمیاگران و جادگران کابالیست قرون میانه و اوایل دوره جدید هستند که طی سالهای اخیر به شدت در فیلمهای سینمایی هالیوود مورد توجه و تأکید قرار گرفته اند. به طوری که افسانه های موجود درباره علوم باطنی و قدرت و شناخت روحی این افراد به تدریج به باوری عمومی تبدیل شده است. کنت ژرمن در مجموعه هری پاتر نیز مورد اشاره قرار گرفته است. انیمیشن ناین اساساً به ترویج و تبلیغ کتاب و آموزه های پاراسلسوس اختصاص داشت. سریال مرلین نیز که هم اکنون از شبکه بی بی سی در حال پخش است سلسله جادوگری یهودی بریتانیا و فرانسه را به کودکان و نوجوانان معرفی می کند و بسیاری از دیگر فیلم ها و کتابها این جریان را تقویت و پشتیبانی می نمایند.

سریال مرلین در حال پخش از شبکه بی بی سی انگلستان

این سریال ساحر مرلین را به قهرمانی دوستداشتنی برای کودکان تبدیل کرده است


بالتازار شاگرد خلف مرلین بوده است. اکنون دیوید در سال 2010 به عنوان شاگرد برتر این سلسله جادوگری و یک مرلینی واقعی معرفی می شود. مرلین شخصیتی مختص فیلم سینمایی افسانه جادوگر نیست. مشهورترین جادوگر در اساطیر انگلیسی است. در افسانه‌ها او هم‌عصر پادشاه آرتور بوده‌است. جادوگر مرلین تا کنون در فیلمهای و برنامه های تلویزیونی بسیاری به عنوان نمادی از جادوگری سفید و دوست داشتنی یهودی- اروپایی معرفی شده است که از جمله آنها میتوان به مرلین و جنگ اژدهاها محصول 2008 و سریال مرلین اشاره کرد.

تشریح آموزه های کابالیستی و طبیعت شناسی یهودیمعرفی جادوگران یهودی اروپای میانه هیچگاه به اسم و تاریخ آنها محدود نشده است و همواره در میان این داستانها آموزه های کابالیستی و پیشامسیحی فرقه های مخفی یهودی نیز مورد تأکید و تبلیغ قرار گرفته است. بالتازار در دوره فشرده ساحری به دیوید میگوید جادو نه علم است و نه هنر است بلکه هر دوی آنهاست. ایجاد آتش در یک جسم یا تبدیل حرکت منظم مولکولهای ماده به شراره پلاسمایی یک پدیده فراطبیعی نیست بلکه شناخت دقیق تر طبیعت چنین قابلیتی را فراهم میکند. بالتازار برای تکمیل آموزه های ساحری و پیش نیازهای آن از جمله شناخت درونی از خویشتن و توانایی های انسان و شناخت جدید جهان که به ایدئولوژی جدیدی می انجامد، حلقه مرلین را بر روی زمین ترسیم میکند.

طرحی از حلقه مرلین که در کارگاه های تدریس کابالا استفاده دارد. حروف درون حلقه ها با الفبای ماگی است.

 

این حلقه که 6 عنصر اصلی آن با درخت کابالا تناظر مستقیم دارد متأسفانه به صورت کامل از آنتن شبکه سه سیما نشان داده شده و تشریح می شود. حلقه مرلین شامل 6 منطقه مدور و یک منطقه میانی است: مکان-زمان،حرکت،ماده، عناصرچهارگانه،تحول،ذهن و منطقه ممنوعه عشق. حلقه مرلین که از حلقه سه محوری کیمیاگری قرن شانزدهم الهام و کپی برداری شده است، از جمله طرح هایی است که در مدارس کابالا برای انتقال مضامین شبه عرفانی در خصوص طبیعت و هستی از آنها بهره گرفته می شود. توضیحی که در کابالا برای ارتباط طبیعت و فراطبیعت وجود دارد به نوعی انکار ناآشکار خداوند می انجامد.

 

طبیعت که در کابالا معنایی فراتر از عالم ماده می یابد و شامل عوالم موازی فراتر از ماده نیز میشود قوانین خاص خود را دارد و هر تحولی در هستی بر اساس این قوانین صورت می پذیرد. شناخت قوانین حاکم بر جسم و روح انسان و قوانین طبیعت سبب هماهنگی و تسلط انسان بر خویشتن و طبیعت میشود و آنگاه به مقام شبه خدایی دست می یابد. برخلاف آنچه که در عرفان های دینی درباره فنا و ناچیزی عارف نسبت به مبدأ هستی وجود دارد، آموزه های کابالا کارآموز خود را به آنجا می رساند که بپذیرد رسیدن به خداوند به معنای فنای در او نیست بلکه به معنای تبدیل شدن به هستی قدرتمندی همانند اوست که بر باطن طبیعت و بر باطن جوهر خویش اشراف دارد و می تواند قوانین این نظام را به خدمت بگیرد. سحر نیز به عنوان بخشی از این سلوک درونی برای جستجوگری که در پی بالارفتن از درخت دانش در کابالاست حاصل می شود.

طرح موسوم به حلقه نیروهای سه گانه که در طلسم نویسی و توضیح نیروهای طبیعت میان فرقه های یهودی کاربرد دارد.

 

افسانه جادوگر فیلم چندلایه ای نیست که پیام خود را مخفیانه به مخاط منتقل کند. این فیلم به صراحت از ساحری و ساحران به عنوان لایه باطنی حیات اجتماعی در طول تاریخ سخن میگوید و ضرورت توجه به آن را بویژه برای نسلهای آینده مورد تأکید قرار میدهد. تهیه کنندگان فیلم های خارجی شبکه سه سیما با چه انگیزه ای به این سادگی تلاش های فراوان انجام گرفته در رسانه ملی را خدشه دار می سازند؟

ساحر هزارساله معروف به آقای مرلین در کارتونهای دیزنی

 

نیکلاس کیج به عنوان بازیگری که در پروژه های مرتبط با میراث فراماسونری و آموزه های پنهان یهود همواره مشارکت می کند، شهرت چندین ساله دارد. National Treasure، Knowing از جمله دیگر فیلمهایی است که به موضوع مشابه پرداخته است و می کوشد نگاه جدید و مثبتی را نسبت به میراث کابالایی و فراماسونری ایجاد نماید. جالب اینکه جان تورتلتاب کارگردان سینمایی افسانه جادوگر همان کارگردان سینمایی میراث ملی است که به صراحت فراماسونری به ارث رسیده از شوالیه های معبد در جنگهای صلیبی را پشتوانه شکل گیری کشور ایالات متحده آمریکا معرفی می کند و آن را میراثی گرانبها و مقدس به تصویر می کشد.

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

جنبش سبز در دفاع از جریان انحرافی جلوی مجلس تجمع کند ..........چهارشنبه 29 تیر 1390

ادامه روند دستگیری اعضای جریان انحرافی ..........دوشنبه 20 تیر 1390

تاكید سیاست خارجی چین بر گسترش روابط با ایران در سال 2011..........دوشنبه 6 تیر 1390

زنان و مردان شیطان پرست + عکس..........سه شنبه 31 خرداد 1390

همایش ملی شهدای بصیرت..........یکشنبه 29 خرداد 1390

فتنه‌گران خودخواه شهد حضور گسترده مردم در انتخابات 88 را به كام آنها تلخ كردند..........یکشنبه 22 خرداد 1390

کار رسانه های آمریکایی، بستر سازی برای سیاست های نظامی این کشور است ..........شنبه 21 خرداد 1390

آخرین بادکنک توهم می ترکد..........جمعه 20 خرداد 1390

بی حجابی دختران‌دانشجو درملأعام+عکس ..........پنجشنبه 19 خرداد 1390

شاه به کردها چه خیانتی کرد ؟ چرا گور به گور ؟ ..........چهارشنبه 18 خرداد 1390

تربیت از دیدگاه امام سجاد(ع) ..........سه شنبه 17 خرداد 1390

خاطرات خواندنی نزدیك‏ترین محافظ امام(ره) از تشییع امام (ره) ..........شنبه 14 خرداد 1390

انس با کوچه و خیابان ..........جمعه 13 خرداد 1390

طلاق و پیامدهاى شوم آن در سرنوشت فرزندان ..........جمعه 23 اردیبهشت 1390

اثرات منفی طلاق بر روی زنان بیشتر از مردان است..........پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390

همه پستها