تبلیغات
مولایم حسین - شاه به کردها چه خیانتی کرد ؟ چرا گور به گور ؟
چهارشنبه 18 خرداد 1390  09:22 ب.ظ
توسط:

 

 

 


هرچند که طالبانی با ادای احترام به یاد شهیدان راه آزادی، خاطر نشان کرد که " خون آنان ، کردستان امروز را در عراق پدید آورده است. امروز روز مبارکی است، روز قیام علیه دشمنان کرد و کردستان که تصور می کردند دیگر قیام کردها را به کلی ریشه کن و خاموش کرده اند و با تاسیس اتحادیه میهنی کردستان عراق، به تک روی و خودمحوری در حرکت سیاسی کرد پایان داده شد . . .
شاید خوانندگان محترم ، بر من این خرده را بگیرند ، که به عنوان نویسنده خاطرات جلال طالبانی ، چرا مصلحت را پیشه نمی کنم و  سکوت اختیار نمی کنم ... اما برای زدودن ابهام ها ، گاهی تذکر تاریخی لازم است . و قصدم از این مطلب، گشودن کنکاش و بحثی تاریخی است نه در دفاع از شاه و نه در ذم طالبانی ؛ زیرا به گمانم نسل من باید به دیده شک به تاریخی بنگرد که یا چریک و چپ ها و یا ملی گرا ها و مذهبیون و یا پهلوی محور ها نوشته اند ، بر نسل جوان امروز پرسیدن و شک کردن و پی بردن به کنه مطلب، واجب است نه تعارف و مصلحت و منفعت جستن. و هدفم از این یادداشت ، طرح پرسش است.

 " عصر روز چهارشنبه 11/3/90 مطابق با 1/6/2011 در پارک آزادی شهر سلیمانیه ، هزاران نفر از مردم شهرهای مختلف کردستان گرد هم آمدند تا سخنان رئیس جمهور عراق را گوش دهند که 2 سال دیگر در سن 80 سالگی ، کرسی ریاست جمهوری را ترک می کند. سخنان این پیرکهنه کار سیاست ، با دقیقه ای سکوت به یاد شهیدان راه جنبش کردستان در سال 1976 آغاز شد که کردها آن را قیام جدید کردستان عراق می نامند ( زیرا در سال 1961 ساواک و شاه طرح حمایت از جنبش مسلحانه کردستان را اجرا کردند که تا سال 1975 ادامه داشت ).

هرچند که طالبانی با ادای احترام به یاد شهیدان راه آزادی، خاطر نشان کرد که "  خون آنان ، کردستان امروز را در عراق پدید آورده است. امروز روز مبارکی است، روز قیام علیه دشمنان کرد و کردستان که تصور می کردند دیگر قیام کردها را به کلی ریشه کن و خاموش کرده اند و با تاسیس اتحادیه میهنی کردستان عراق، به تک روی و خودمحوری در حرکت سیاسی کرد پایان داده شد و به همین دلیل در دنیای مدرن این روز تاسیس حزب ما، روزی مبارک است، روز یاد حزبی که از انحطاط گریخت و روز ملی کردها است . امروز روزی بود که تصور می شد رها کردن طرح شاه گور به گور – محمد رضا پهلوی  - بدین معنی است که قیام در کردستان، ریشه کن شده است و ابر سیاه ناامیدی و یاس و حرمان بر کردستان سایه افکنده است اما تاسیس اتحادیه میهنی کردستان، پاسخی انقلابی بود که از میان مردمان این دیار، شعله کشید و از نو مبارزه آغاز شد که کردها تا احقاق همه حقوق خود دست از قیام برنمی دارند [ در اینجا کاملا به هدف اصلی ساخت این حزب اشاره ای تلویحی داشت . زیرا طالبانی و ابراهیم احمد در سال 1964 علیه خودکامگی و خودرایی و تفکر عشیره ای مصطفی بارزانی اعتراض و انتقاد کردند و بارزانی هم با لشکر کشی نظامی قصد نابودی آنان را داشت و در سال 1966 این گروه را به سوی حکومت عراق، فراری داد؛ زیرا بارزانی همیشه از سال 1945 که شادروان قاضی محمد خواهان مشارکت سیاسی کردهای ایران بود، می خواست که رهبر بلامنازع کرد و کردستان باشد و نمی خواست که حزب یا رهبر دیگری شکل بگیرد.  بنا به کتاب خاطرات جلال طالبانی – پس از 60 سال – وی معتقد است که در سال 1965 در تهران تحت نظر ساواک بود و برای دریافت اجازه خروج از کشور مجبور به اعتصاب غذا شد و در سالهای 1967 تا 1970 هم اکثر نیروهای چپ کردستان ، با وی مراوده داشتند و ساواک همواره به جلال طالبانی شک و تردید داشت و حتی در سالهای قبل از انقلاب، برخی از چریک های سازمان انقلابی حزب توده در اردوگاه وی بودند و بدین سبب چهره مقبول شاه و ساواک نبود و با پیروزی انقلاب اسلامی، در اسفند 1357 به دیدار آیت الله خمینی رفت ] " ...

و حال باید گفت و سوال کرد که شاه ایران چه خیانتی به کردها کرد ؟

سال 1324 که شاه ، قاضی محمد را به رسمیت شناخت و از او دعوت کرد تا در حفظ آرامش کردستان، حکومت مرکزی را یاری دهد. حال روس ها در پشت ماجرا بودند و جمهوری مهاباد اعلام وجود کرد یا خیر، خود مبحثی جداگانه است ؛ اما هرچه بود جناح طرفدار انگلیس – بنا به روایت یحیی خان صادق وزیری و دیگران – به دور از اطلاع شاه، به اعدام قاضی محمد دست زدند، زیرا تصورشان این بود که ماموریت روس ها را ناکام می گذارند [ گرچه انگلیس برای شادروان قاضی محمد بزرگ، مزاحمی روان پریش – به نام بارزانی - را روانه کرد تا بساط او را بهم بزند و بعدها خود به سینه افسر ایرانی آتش گشود و به آغوش روس ها پناهنده شد ؛ اما قاضی محمد خود به استقبال ارتش ایران رفت تا مبادا علیه امنیت کشور، شخصی مضر معرفی شود و عوامل انگلیسی ها به دور از چشم شاه، او را اعدام کردند . و هرگز نه شان و منزلت قاضی محمد با مصطفی بارزانی قابل قیاس است – که قاضی رهبری تحصیلکرده و آگاه و ایران خواه بود و بارزانی یک شورشی امی و قبیله ای و ضد کرد و ایرانی – و نه در ان شان و منزلت قرار دارد. قاضی محمد - بنا به گفته صریح سرلشگر فضل الله همایونی در مصاحبه با تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد - وقتی که به دیدار نمایندگان حکومت مرکزی رفت، بارزانی و سربازانش به سوی او و ماشین ارتش و جیب همایونی، شلیک کردند ؛ زیرا نمی خواستند قاضی به روس ها و تجزیه طلب ها، پشت کند و همین نکته را بعدها، بارزانی در مصاحبه با آدامسون تکرار کرد و قاضی محمد را انسانی ترسو و جبون نامید ! ]

شاه از شنیدن خبر اعدام ، ناراحت شد و رزم آرا و دوستانش، نیمه شب را بهانه کردند که اعلیحضرت را از خواب بیدار نکنند، اما شاه به محض ورود به مهاباد ، نامه ای از زنی چادری – همسر قاضی محمد – گرفت و دستور داد که فرزندان قاضی محمد و سیف قاضی بورسیه ساواک شوند و علی قاضی هم به آلمان رفت و این کمک مالی شاه به خانواده قاضی محمد تا روز انقلاب 1357 ادامه داشت  [ حال سخن گفتن  از همکاری علی قاضی با ساواک هم به بعد موکول کنیم ]

شاه سال 1961 با طرح سری ساواک، قصدش اعمال فشار بر حکومت مرکزی عراق و عبدالکریم قاسم بود که هم از تمامیت ارضی ایران دفاع کند و هم سیستم شاهنشاهی را به عراق بازگرداند و این طرح تا سال 1975 – قرار داد الجزایر – ادامه یافت [ گرچه بعدها سیا و موساد هم به کمک ساواک شتافتند ]

جناب طالبانی در سفارت ایران در بغداد، به شعف آمده بود که ایران می خواهد به انان کمک مالی و نظامی کند ؛ گرچه مصطفی بارزانی خود را رهبر قیام کرد و کردستان نامید و گوی سبقت را از همگان ربود و در عین خودکامگی ، منتقدان خودش را دشمن کرد و کردستان نامید و جلال طالبانی و ابراهیم احمد را دست ساز ساواک نامید [ و بعدها در 1976 جلال طالبانی در کتابش، بارزانی را دیکتاتوری مخلوق شاه و ساواک نامید ].

از 1964 که جلال طالبانی و ابراهیم احمد ، مقهور تفکر قبیله ای بارزانی شدند، وی دل از ساواک برکند اما ساواک گناهی داشت ؟ در سال 1959 طالبانی در سفارت ایران با نماینده امنیتی ساواک دیدار کرد و شاه ایران را کهنه پرست و ضد کرد نامید که هم دستش به خون قاضی محمد آلوده است و هم غنی بلوریان و عزیز یوسفی را به زندان افکنده است – کردهایی که به خاطر حزب کمونیست ( توده) به زندان افکنده شده بودند نه کرد و کردستان -  ؛ اما وقتی نماینده شاه گفت که هدف شاه حمایت از جنبش کردهاست، طالبانی اولین فردی بود که از فرط خوشحالی در پوست خودش نمی گنجید. گناه شاه چه بود که طالبانی و ابراهیم احمد و مصطفی بارزانی به کرد و کردستان واقعیت ماجرا را کتمان کردند ؟ و وقتی انشقاق 1964 رخ داد و طالبانی و ابراهیم احمد و گروه انها به ایران فراری داده شدند، گناه شاه بود ؟ شاه می خواست که بارزانی برادر کشی کند و خون و خون کشی راه بیندازد ؟

در سال 1965 که ساواک به طالبانی اجازه خروج از ایران را صادر کرد ،  و شاه و ساواک به ارتباط گروه طالبانی و تیمور بختیار مشکوک بودند و برحق هم بود این شک کردن ، اما طالبانی به همه چپ ها و مخالفان شاه پناه داد و شاه از بارزانی نخواست که 50 و اندی نفر گروه حزب دمکرات را تحویل ساواک دهد تا اعدام شوند، و یا به اخراج قاسملو دست یازد و یا کشتن معینی ها و شریف زاده و ... ؛ او برای خوش رقصی نزد ساواک، چنین دست به خون کردها آلوده کرد ؛ چرا در ان ایام شاه را گور به گور نخواندند ؟

در سال 1975 بارزانی نزد شاه ایران گفت که من سرباز اعلیحضرتم و شاه پدر کردها، چرا در روزنامه اطلاعات با طاهری بیان کرد که ماموریت من تمام شد ؟ در این ایام 3 واقعیت تاریخی وجود دارد :

1.       تمام کمک های مالی شاه و ساواک در حساب بانکی سویس ، به جیب مبارک مصطفی بارزانی رفت و برای قیام کردها ، صرف نشد

2.       بارزانی اولین نفر بود که به کرج پناهنده شد و امورات همه کردها تحت اختیار تیمسار منوچهر هاشمی – اداره 8 ساواک – قرار گرفت . بارزانی مخالف رنجاندن دل شاه و ساواک بود و به هیچ وجه خواهان ادامه قیام نبود و در اینجا بود که طالبانی ، خواهان ادامه جنبش کردها بود. و بارزانی و فرزندانش پیام داده بودند که اگر نتوانیم جنبش کنیم، جنبش دیگران را می توانیم بهم بزنیم

3.       بارزانی تا نزدیک انقلاب ، به هیچ وجه نگفت که شاه به کردها خیانت کرد و حتی در ایام پاییز 1357 به نماینده ساواک اظهار می دارد که حاضر است به عنوان سرباز شاهنشاه ، به دفاع از شاه ایران برخیزد و در ماه های اخر بود که بارزانی– که دست طولایی در اتهام ساختن و بهتان زدن دارند -  در حالی که از درد سرطان در روی یکی از بیمارستان های واشنگتن بخود می پیچید ، گفت که شاه و کسینجر کردها را فروخته اند !

آقای جلال طالبانی در سال 1975 و بعدها در مصاحبه های پی در پی ؛ حرکت بارزانی را کهنه پرستانه و دست ساز ساواک و شاه نامید و بعدها اظهار داشت که نباید از سروری و بزرگی و عظمت بارزانی غافل بود ؛ و دوباره امروزه اظهار می دارند که از بابت حرکت شان خوشحال هستند . تا پارسال اگر کسی می گفت حرکت کردهای عراق از سال 1961 – 1975 دست ساز ساواک ایران بود و بعدها موساد و سیا به ان پیوستند و بارزانی برای اقناع افکار عمومی مردمان ناآگاه و جامعه سنتی کردستان ان ایام به دروغ متوسل می شد و حرکت خود را ملی گرایی و جنبش خودجوش مردمی کردستان در جهت کردستان بزرگ می نامید؛ طالبانی کتمان می کرد ، اما امروزه می گوید " طرح شاه گور به گور شده " ؛ و این یعنی اعتراف دوباره به سخن قبلی که اگر کسی به زبان می اورد، او را دشمن کرد و کردستان می نامیدند ، اما شاه که وعده استقلال کردستان بزرگ به کسی نداده بود، سندی هست که غیر از این باشد ؟ شاه که در روز آخر به بارزانی گفته بود، " من که صرفا به شما کمک کردم و مدتی به حرکت کردها نیاز داشتم ، اگر من این کمک ها را نمی کردم، شما چند ماه هم نمی توانستید ، دوام بیاورید" ؛ شاه دست از حمایت شست، اما اختیار ادامه جنگ را به خود کردها سپرد ، آیا واقعیت چیز دیگری است ؟ شاه که بسیاری از مجروح های جنگ را در بهترین بیمارستان ها مداوا کرد و فرزندان بسیاری از پیشمرگه ها را روانه اروپا ساخت و به همه کمک مالی کرد، کدام خیانت ؟

در تابستان 2007 از مسعود بارزانی پرسیدم، ناگهان برافروخته شد و هنری کسینجر را دریایی کثیف خواند ؛ گرچه قبل از ان و بعدها هم توانستم چند لحظه ای با جناب کسینجر گپ بزنم ، و همواره فرمود " من ظلمی به کردها نکرده ام، حرکت و جنبش کردها صدها سال ادامه داشته است و ما مدت زیادی هم حمایتش کردیم مثلا 16 میلیون دلار . بنابراین درباره 1975 با من حرف نزنید. بارزانی در نامه ای گله آمیز و تند برایم نوشت که حرکت ما و ملت کرد به شیوه ای غیر قابل باوری نابود شدند" ؛ اما چرا کردها تصورشان خیانت بود و همه کمک های شاه هم منفور واقع شد ؟ اینکه کردها از جریانات سیاسی، خوانش درستی نداشتند، شاه مقصر است ؟ اینکه بارزانی به جای تکیه کردن به مردم کرد و کردستان، به ساواک و شاه تکیه زده بود و وقتی شاه گفت " تمام شد " ، وی هم گفت " تمام شد " ، بازهم شاه مقصر است ؟

و امروز سخنان طالبانی در سی و ششمین سالروز تاسیس حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق ، قابل تامل بود... گفت " تصور می شد رها کردن طرح شاه گور به گور – محمد رضا پهلوی  - بدین معنی است که قیام در کردستان، ریشه کن شده است و ابر سیاه ناامیدی و یاس و حرمان بر کردستان سایه افکنده است اما تاسیس اتحادیه میهنی کردستان، پاسخی انقلابی بود که از میان مردمان این دیار، شعله کشید و از نو مبارزه آغاز شد که کردها تا احقاق همه حقوق خود دست از قیام برنمی دارند " ؛  و شاید منتقدها بتوانند این سوال را مطرح کنند که براستی چرا این نفرت از شاه از 1964 به بعد در دل طالبانی نقش بست ؟

شاید از یک جنبه حق دارد ، ساواک از یک شخصیت امی و قبیله ای بیشتر حمایت کرد که غلام آستان باشد و نه از جماعت روشنفکری مانند ابراهیم احمد و جلال طالبانی و ساواک وقتی که در 1964 بارزانی به هدف کشتن این گروه به ماوه ت حمله ور شد و انها رابه همدان فراری داد، ساواک دخالت چندانی نکرد اما شاه از تفکر چپ و کمونیسم فراری و متنفر بود و طالبانی هم پیرو اندیشه چپ و هنوز هم بعد از سال ها دل در گرو مائو دارد ، اما شاه در قیاس با دوران های بعد ، می توان گفت : .کردها درایام پهلوی در ارتش ایران به مقام و رده های بالا رسیدند و این بیشتر تبلیغات چپ ها بود که سعی در تکذیب این نکته داشتند، اما سرتیپ محمد امین بیگلری، سپهبد فریدون فرح نیا، سرلشکر معتمدی کردستانی در ارتش حضور داشتند و حتی می توان گفت که اعتماد زیادی به کردها توسط حکومت مرکزی وجود داشته و اردلان ها و جاف ها هم که با سناتوری و وزارت و سفارت هم رسیدند و یا در ۱ هفته قبل از انقلاب ۱۳۵۷ یحیی صادق وزیری، وزیر دادگستری کابینه بختیار شد و قبلا هم معتمد وزیری، معاون وزیر بود !... گرچه بعد از انقلاب ، امروزه در ایران،  شاید فرمانداری کرد زبان هم نداشته باشیم ، که خود حکایت دیگری است!

اما در ایام همان شاه بود که هویت کردها، لااقل به رسمیت شناخته شد، کردها دارای روزنامه کردستان شدند، که منظم انتشار می یافت اما بعد از ایام شاه هرگز رسانه ای شکل نگرفت، و رادیو و تلویزیون کردی هم یادگار ایام شاه است که بعد از 20-30 سال در عراق و ترکیه رادیو و روزنامه کردی شکل گرفت ، پس شاه، انسانی ضد کرد نبود و برایش اهل سنت و تشیع معنی نداشت ؛ بعدها بود که این داستان های سردرد آور و بی فایده، ادامه یافت.

امیدوارم مسایلی را که به ان اشاره کردم، فتح بابی برای اندیشیدن درباره حقایق پنهان تاریخ ایران زمین باشد. برای حقیقت تاریخ دوست داشتم این نکته را بنویسم و متذکر شوم.  به گمانم نگاهی بدون تعصب و صریح داشته باشیم، در تنگنای احساسات و هیجان هم قرار نخواهیم گرفت.               


جایگاه ویژه عفت وحیادرفیس بوک+عکس

بسیاری از کاربران فیس بوک با قرار دادن عکس های خصوصی و خانوادگی خود در انظار عمومی به حریم شکنی می پردازند؛ در برخی از این موارد شما عکس هایی از دوستان و همکاران خود می بینید که برایتان باور کردنی نیست!
فیس بوک (Facebook ) یک سایت به اصطلاح و در لغت اجتماعی است که در چهارم فوریه سال ۲۰۰۴ راه اندازی شد؛ این سایت پس از گذشت مدت کوتاهی از آغاز فعالیت خود توانست مخاطبان زیادی را در کشورهای مختلف جهان از جمله "ایران" جذب کند.


سیاست گذاران و موسسان این سایت اهداف گسترده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را از تاسیس آن دنبال می کردند که نمونه ای از اهداف سیاسی آن را در حوادث پس از انتخابات در ایران مشاهده کردیم.

اما هدف از نگارش این گزارش بررسی اهداف سیاسی و اقتصادی فیس بوک در ایران نیست، بلکه قصد داریم تا تنها به گوشه ای از تاثیرات منفی "اجتماعی" و "فرهنگی" در این سایت که به بحث ایجاد "آلبوم تصاویر" و انتخاب یک "عکس" برای نمایه خود است بپردازیم.

اما فعالیت این سایت در کشور ما غیر قانونی است و از همین روی برای مخاطبان اینترنتی قابل دسترسی نبوده و به اصطلاح "فیلتر" است؛ اما نباید این حقیقت را نادیده گرفت که این سایت نسبتا مخاطبان زیادی در ایران پیدا کرده است.

"نام نویسی" نوشته ای است که با بزرگترین فونت پس از ورود به این سایت با آن مواجه می شوید و در ادامه آن می خوانید "نام نویسی رایگان است و همیشه خواهد ماند" که با کمی صرف وقت می توان به راحتی در این سایت عضو شد و به کاربران فیس بوک پیوست.

بر اساس این گزارش، هر روز بر مخاطبان این سایت در کشورمان افزوده می شود و به نظر می رسد که به جای فیلتر و نادیده گرفتن اثرات مخرب آن بهتر است فکری اساسی برای این پدیده جدید کرد؛ چرا که با توجه با عدم هم خوانی آن با عقاید، سنت و عرف مردم ایران، صدمات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی گسترده ای را در آینده در بر خواهد داشت.

البته در ماه های اخیر جوانان دلسوز، معتقد و ارزشی به ناچار خود را در عرصه جدیدی از جنگ نرم دیده و با عضویت در این سایت به فعالیت های انقلابی در راستای حمایت از انقلاب و اسلام می پردازند و اصطلاحا مجبور به بازی در زمین حریف شده اند؛ چه آنکه قطعا آنها نیز از اثرات مخرب فرهنگی و اجتماعی این سایت مصون نخواهند بود زیرا که ماهیت این سایت حداقل با ارزش های ایرانی-اسلامی مردم جامعه ما همخوانی ندارد که هدف از این نگارش همانگونه که در آغاز کلام به آن اشاره شد پرداختن به این موضوع نیست.

اما پس از عضویت در این سایت می توان از امکانات متعدد اینترنتی آن استفاده کرد؛ برای نمونه در این سایت می توانید با کسانی که دوست هستید گفتگو (چت) کنید یا نظرات خود را به اشتراک گذاشته و درباره آن بحث کنید؛ یا به دوست یابی بپردازید و حتی با دوستان دوست خود نیز آشنا شوید تا به یک باره اجتماع کوچک چند نفره شما و دوستانتان به یک اجتماع بزرگ چند صد نفره یا هزار نفره تبدیل شود!

اما یکی دیگر از امکاناتی که این سایت در اختیار شما قرار می دهد و آسیب شناسی همین موضوع، بحث اصلی این گزارش است، "انتخاب عکس" و " ایجاد یک آلبوم عکس" برای نمایه خود می باشد که متاسفانه روند تاسف باری را مخاطبان ایرانی در این بخش پیش گرفته اند و به نوعی در پازل از پیش تعیین شده غرب برای ترویج بی عفتی، بی بند و باری، بی غیرتی و بی حرمتی بازی می کنند. " اقدامی بسیار تاسف بار و البته نگران کننده"

حتما می دانید که پس از عضویت در این سایت، تمام مخاطبان و کاربران فعال در آن می توانند به راحتی به نمایه شما دسترسی پیدا کنند و این اجازه را سایت و البته "خود شما" به دیگر کاربران داده اید که به راحتی شما را شناسایی کرده و در صورت لزوم به شما درخواست دوستی بدهند؛ اما نکته ای که واضح و مبرهن می باشد این است که پس از ورود به نمایه شخص دیگری اعم از دختر و پسر یا مرد و زن، شما عکس اصلی نمایه وی را مشاهده می کنید و تنها در بخش "عکس ها" یا همان "آلبوم عکس ها" کاربر می تواند دیگر تصاویر مربوط به خود را از دید شما پنهان کرده و آنها را تنها برای دوستان یا برخی از آنها به نمایش بگذارد.

اما بسیاری از کاربران ایرانی، (مخصوصا خانم ها) فیس بوک در بخش انتخاب "عکس نمایه خود" عکسی بد پوشش و بی حجاب را انتخاب می کنند که این موضوع نگران کننده است؛ کافی است شما نام یکی از همکاران، همکلاسی ها، هم دانشگاهی ها، هم محله ای ها و ... را که احساس می کنید در این سایت عضو است را پس از عضویت در این سایت جستجو کنید، که در اغلب موارد در صورت عضویت این افراد، با عکس های "عجیبی" مواجه می شوید که باعث تاسف و ناراحتی شما می شود!

سوال اینجاست که چرا باید برخی از مردم کشورمان در مواجهه با این پدیده به این شکل منفعلانه برخورد کرده و به راحتی استحاله شوند؟ البته تمام کسانی که عکس های بد پوشش را در این سایت قرار می دهند جاهل مقصر نیستند و در حقیقت این موضوع را به عنوان یک عرف قبول کرده و باورشان شده که تنها در یک "اتاق خصوصی" که دوستان هم جنسشان آنها را می بینند مشغول زندگی روزمره خود هستند؛ و نا گفته نماند کسانی هم هستند که با اغراض فرهنگی و اجتماعی اقدام به این کار می کنند.

اما تمام ماجرا به "عکس نمایه" ختم نمی شود! در قسمت "آلبوم عکس ها" نیز بسیاری از کاربران فیس بوک با قرار دادن عکس های خصوصی و خانوادگی خود در انظار عمومی به حریم شکنی می پردازند؛ طوری که به نظر می رسد برایشان "عرفی موجه" شده است؛ در برخی از این موارد شما عکس های خانوادگی دوستان و همکاران خود را با پوششی متفاوت و البته نامناسب می بینید که برایتان باور کردنی نیست!

برای نمونه شما در پایان این گزارش عکس هایی را از نمایه برخی مخاطبان فیس بوک که خود آنها در اختیار عموم جامعه قرار داده اند و یا عکس هایی را که در قسمت "آلبوم عکس های" برخی کاربران این سایت و بدون دوست شدن با آنها می توان مشاهده کرد را می بینید، که با آنکه قطعا خود این افراد با کمال میل و رضایت آنها را در اختیار عموم قرار داده اند اما چهره آنها را به خاطر رعایت اخلاق شطرنجی کرده ایم.

به نظر می رسد غرب برای ترویج بدحجابی، بی عفتی، بی حرمتی و البته فحشا راه جدیدی را در پیش گرفته است که نیازمند هوشمندی مردم و البته مسئولان در مواجهه با آن است؛ که در صورت ادامه این روند نه "حریمی" می ماند و نه "حرمتی"

 

 

 

 


این عکس ها تنها با چند دقیقه جستجو از میان هزاران عکسی که آزادانه در اختیار تمام کاربران "فیس بوک" قرار داده شده جمع آوری شده است؛ قضاوت با شما

 

امشب؛پخش مستندی از عریانی ضدانقلاب

مستند «الماسی برای فریب» که مهری بر رسوایی ضد انقلاب است امشب بعد از خبر 21 شبکه اول سیما پخش خواهد شد.

 این مستند پرده از الماسی پنهان بر می دارد که ضد انقلاب در 2 سال گذشته و به ویژه در فتنه 88 آن را برگ برنده خود می خواندند.

این مستند جذاب و دیدنی چهره ای عریان از فتنه گران را به نمایش می گذارد که نشان از عدم مرزبندی پر رنگ عوامل فتنه با عناصر ضد انقلاب خارج نشین دارد.

اما حضور همه جانبه دستگاه امنیتی کشور در طول بیش از 3 دهه گذشته انقلاب اسلامی و رصد دقیق جریانات ضد انقلاب به خصوص در دوران فتنه 88 سبب شده است تا تمامی توطئه های دشمنان انقلاب بی ثمر بماند.

این مستند از چهره واقعی فتنه گرانی که بارها تاکید شده بود ، جریان های داخل نظام باید با آنها مرزبندی داشته باشند رونمایی خواهد کرد.

 

باید این زخم چركین را مداوا كرد

 
در پی تصویب طرح تشكیل دولت در تبعید از سوی بنیاد آمریكایی دموكراسی كه بر اساس آن قرار بود مجموعه‌ای از نیروهای با سابقه اجتماعی و مذهبی با ایجاد شورایی اقدام به عملیات خرابكاری و در نهایت براندازی جمهوری اسلامی كنند، محمدرضا مدحی از ایرانیان مقیم خارج كشور برای اداره این دولت انتخاب شد.
  وی كه پیش از اشتغال به تجارت در خارج از كشور، با دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی همكاری داشته، با نفوذ در اپوزیسیون خارج كشور و تشكیل گروهی موسوم به "جنبش جمع یاران " با جریانات ضد انقلاب ارتباط گسترده برقرار كرد.

مدحی همچنین با برخی مقامات آمریكایی و همچنین نمایندگان سرویس‌های جاسوسی انگلیس و فرانسه دیدارهای متعدد داشت و آنها از وی خواسته بودند كه با ایجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل كشور و جذب نیرو از بدنه دستگاه‌ها و نهادهای مختلف نظام و ایجاد یك شبكه منسجم پروژه دولت در تبعید و براندازی نظام اسلامی را عملیاتی كند.

هنگامی كه قرار شد در راستای این پروژه مدحی و شورای رهبری دولت در تبعید در پادگانی در تل‌آویو مستقر شوند عملیات نجات وی توسط سربازان گمنام امام زمان انجام شد و مدحی به كشور بازگشت.

امشب مستندی تحت عنوان "الماس فریب " از رسانه ملی پخش می‌شود كه روایتی كوتاه از پروژه نفوذ و اشراف دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در كانون اپوزیسیون خارج نشین است كه نمایشی از اقتدار دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران و به سخره گرفتن دستگاه‌های امنیتی غرب است.

 

هشدار بنی صدر به محمد خاتمی

 

 

ابوالحسن بنی صدر با تشبیه موسوی و کروبی به خودش، تلویحا به خاتمی هشدار داده است که سخنان نظام را باور نکند.

https://encrypted-tbn1.google.com/images?q=tbn:ANd9GcS-NCon2QPdTyfl2L160_N7c-_cM22QNb2LVXvc6uUNAC5pinatDjMWSkE

 بنی صدر در مصاحبه با یک شبکه ضد انقلاب گفت که مواضع اخیر سید محمد خاتمی “مواضع برحقی” نیست.

وی گفته است که “پس آقای خاتمی چون قدرت را نمی‌شناسد، چون موضعی که دارد ایستادن برحقی نیست بلکه ایستادن بر مصلحتی است که به گمان او مصلحت ایجاب می کند که این موضع که ایشان گرفته، گرفته بشود.”

بنی صدر در ادامه عنوان کرده است که خاتمی درصدد است که “راه برای آقای خامنه‌ای باز شود که بتواند برای آشتی با اصلاح‌طلبها به سمت آنها بیاید و دوباره کشور را تحویل آنها بدهد!”

وی در عین حال به منابع داخلی خود که نامی از آن ها نبرده استناد کرده و گفته است “اینطور که به من از داخل گفته اند … آقای خاتمی به دوستانش گفته که شما عجله نکنید، مواضع نرم داشته باشید تا آقای خامنه‌ای بتواند بطرف شما بیاید.”

این رئیس جمهور فراری در عین حال با تشبیه موسوی و کروبی به خودش، تلویحا به خاتمی هشدار داده است که سخنان نظام را باور نکند چرا که “نظیر این وضعیت در کودتای خرداد ۱۳۶۰ هم پیش آمد. به عده‌ای در آن موقع همین را گفتند که شما ساکت باشید بعد از اینکه بنی صدر را روانه کردیم کارها را به دست شما می‌دهیم، یکی از آنهایی که آمد همین مطلب را به من گفت، مرحوم مهندس سحابی بود، به او گفتم شما را فریب داده‌اند، وقتی کار مرا ساختند سراغ شما می‌آیند.”

گفتنی است، محمد خاتمی چندی پیش بدون اشاره به هزینه های زیادی که در نتیجه اغتشاشات پس از انتخابات به مردم و نظام تحمیل شده، آنان را به دو دسته تقسیم کرده و گفته است: اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد!

برخی محافل ضد انقلاب این پیشنهاد خاتمی را با هدف تلاش وی برای حضور در انتخابات توصیف و به آن اعتراض کردند. در عین حال برخی دیگر به حمایت از خاتمی پرداختند.

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

جنبش سبز در دفاع از جریان انحرافی جلوی مجلس تجمع کند ..........چهارشنبه 29 تیر 1390

ادامه روند دستگیری اعضای جریان انحرافی ..........دوشنبه 20 تیر 1390

تاكید سیاست خارجی چین بر گسترش روابط با ایران در سال 2011..........دوشنبه 6 تیر 1390

زنان و مردان شیطان پرست + عکس..........سه شنبه 31 خرداد 1390

همایش ملی شهدای بصیرت..........یکشنبه 29 خرداد 1390

فتنه‌گران خودخواه شهد حضور گسترده مردم در انتخابات 88 را به كام آنها تلخ كردند..........یکشنبه 22 خرداد 1390

کار رسانه های آمریکایی، بستر سازی برای سیاست های نظامی این کشور است ..........شنبه 21 خرداد 1390

آخرین بادکنک توهم می ترکد..........جمعه 20 خرداد 1390

بی حجابی دختران‌دانشجو درملأعام+عکس ..........پنجشنبه 19 خرداد 1390

شاه به کردها چه خیانتی کرد ؟ چرا گور به گور ؟ ..........چهارشنبه 18 خرداد 1390

تربیت از دیدگاه امام سجاد(ع) ..........سه شنبه 17 خرداد 1390

خاطرات خواندنی نزدیك‏ترین محافظ امام(ره) از تشییع امام (ره) ..........شنبه 14 خرداد 1390

انس با کوچه و خیابان ..........جمعه 13 خرداد 1390

طلاق و پیامدهاى شوم آن در سرنوشت فرزندان ..........جمعه 23 اردیبهشت 1390

اثرات منفی طلاق بر روی زنان بیشتر از مردان است..........پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390

همه پستها