کودکان خیابانی

 خیابانی یكی از پدیده‌های اجتماعی است كه امروزه متخصصان مددكاری و علوم اجتماعی در ایران به آن می‌پردازند.  این پدیده معلولی از عوامل گوناگون و درهم پیچیده اجتماعی و اقتصادی است كه اگر به نحو شایسته‌ای مورد بررسی و توجه قرار نگیرد، می‌تواند اثرات زیان بخش و غیرقابل جبرانی را در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، فردی، اجتماعی، خانوادگی و انسانی بر پیكره جامعه تحمیل كند.  

اعضای قشر‌های پایین اجتماعی به احتمال زیاد نمی‌توانند از مسیر‌ها و راه‌های عادی مورد قبول جامعه موفق شوند یا حداقل نیازهای ممكن خود را رفع كنند، لذا به انحراف گرایش پیدا می‌كنند.

درصورتی كه اهداف و ارزش‌های فرهنگی، شخصی بوده و راه‌های صحیح رسیدن به آنها در جامعه موجود باشد، سازگاری و همنوایی فرد و جامعه به نوعی به سلامت جامعه می‌انجامد و ناهنجاری‌ها را به حداقل می‌رساند. درصورتی كه اهداف فرهنگی شخصی نباشد، اما به را‌ه‌های رسیدن به آن تأكید شود، نوعی سنت‌گرایی حاكم می‌شود.

به زعم "مرتون" اعضای قشر‌های پایین اجتماعی به احتمال زیاد نمی‌توانند از مسیر‌ها و راه‌های عادی مورد قبول جامعه موفق شوند یا حداقل نیازهای ممكن خود را رفع كنند، لذا به انحراف گرایش پیدا می‌كنند. یكی از انواع این انحرافات نیز به‌صورت پدیده كودكان

 

خیابانی بروز می‌كند.

نیاز به امنیت و آرامش خانوادگی، نیاز به احساس هویت، استفاده از امكانات تحصیلی، مورد توجه بودن در محیط منزل و خارج از منزل، احساس امنیت مادی، داشتن اعتقادات و تعلقات مذهبی و پذیرفته شدن در گروه‌های اجتماعی مناسب اهداف و ارزش‌هایی است كه  باعث می‌شود فرد برای رسیدن به آنها  تلاش كند و

 

درصورت نبود وسایل و راه‌های رسیدن، راه‌هایی را انتخاب كند كه از دید جامعه و اجتماع پذیرفته نبوده و نوعی ناهنجاری یا انحراف محسوب می‌شود.

کودکان خیابانی

"ادوین ساتر لند" معتقد است كه رفتار انحرافی مثل سایر رفتارهای اجتماعی از طریق پیوستگی و ارتباط با دیگران، انگیزه‌ها و گرایش‌ها و ارزش‌های انحرافی فرا گرفته می‌شوند.

بنابراین كودك

 

خیابانی نه‌تنها به‌دلیل فقر و از هم‌گسیختگی خانواده و مسائل و مشكلات روانی و اجتماعی راه انحراف را انتخاب كرده  بلكه به‌علت سن كم و در مواجهه با افراد منحرف دیگر و تماس با كجروان و كودكان خیابانی‌ای كه در اطراف او فراوانند و تماس‌های زیادی كه به‌علت بی‌توجهی و عدم تمركز خانواده  بر او، با دیگران برقرار می‌شود و محیط‌هایی كه كجروان بیشتری را در مقایسه با همنوایان در خود جای داده است، همگی در بروز پدیده كودكان خیابانی به‌عنوان یك انحراف اجتماعی دخیل هستند.

 

 

كشورهای در حال توسعه كه براساس شاخص‌های فقر انسانی از نظر توانایی بقا، آموزش‌و‌پرورش و استانداردهای زندگی در پایین‌تر از حد مقیاس قرار دارند، بیشترین تعداد كودكان خیابانی را به‌خود اختصاص می‌دهند. افزایش بی‌خانمانی در كشورهای صنعتی نیز حكایت از فقر و نابرابری در دستیابی به امكانات موجود در جامعه دارد. براساس آمار یونیسف از هر كودك در بعضی از كشورهای صنعتی بیش از یك نفر در خانواده‌های زیر خط فقر زندگی می‌كنند. علاوه بر فقر اقتصادی خانواده موارد زیر به‌عنوان عوامل خانوادگی مؤثر بر خیابانی شدن كودكان اشاره دارد:  جمعیت زیاد، بی‌سوادی یا كم سوادی خانواده، فوت یا جدایی والدین، ازدواج مجدد آنان و روابط نامشروع، معلولیت، بیماری یا معلولیت والدین، اعتیاد والدین، بزهكار بودن یكی از اعضای خانواده، درگیری و وجود بحث‌های مداوم والدین با یكدیگر، كودك آزاری (آزار جنسی، هیجانی- عاطفی، غفلت و عدم‌مراقبت)، سختگیری نسبت به كودكان و رها كردن آنها در خیابان به‌ویژه تأثیر عمده در كارتن خواب شدن كودكان دارد.

كودك
خیابانی نه‌تنها به‌دلیل فقر و از هم‌گسیختگی خانواده و مسائل و مشكلات روانی و اجتماعی راه انحراف را انتخاب كرده  بلكه به‌علت سن كم و در مواجهه با افراد منحرف دیگر و تماس با كجروان و كودكان خیابانی‌ای اطراف  و عدم تمركز خانواده  بر او، خیابانی می شود

خانواده‌های دچار تشنج از مهم‌ترین عوامل خیابانی شدن كودكان هستند. كودكی كه در خانواده فقیر زندگی می‌كند، به ناچار باید برای بقای خود و خانواده‌‌اش در خیابان به سختی كار كند و كودكی كه در خانواد‌ه‌ای به سر می‌برد كه به‌دلیل عدم‌امنیت و عشق و محبت دچار تشنج است، زندگی خیابانی را با وجود وضعیت دشوار آن بر چنین وضعیتی ‌ترجیح می‌دهد. كودكان خیابانی معمولا در خیابان به سر می‌برند. آنها برای احساس امنیت بیشتر به كسانی روی می‌آورند كه تجربه خیابانی بودن را دارند. این كودكان از حمایت خانواده در خیابان بی‌بهره‌اند از این‌رو به گروه‌های خیابانی می‌پیوندند و در این گروه‌ها معنویت خود را جست‌وجو می‌كنند و كودك به‌تدریج با ارزش‌ها، هنجارها و اخلاق خیابانی آشنا می‌شود.

این كودكان طرز لباس پوشیدن ویژه‌ای دارند. هرچه كودك كم سن‌تر باشد، ژولیده‌تر و كثیف‌تر است زیرا مردم معمولا به كودكان آراسته و تمیز كمك نمی‌كنند. آنها به مرور زمان لهجه

 

خیابانی را می‌آموزند. این زبان وسیله‌ای برای ارتباط با سایر كودكان كارتن خواب است كه به مرور حتی در برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه نیز به كار می‌رود.

 

 

هدف جریان انحرافی تخریب دولت است

مسئول سپاه پاسداران ناحیه كاشان گفت: هدف جریان انحرافی آن است كه دولتی را كه به عنوان الگو مطرح شده، تخریب كند و ما باید مراقب باشیم تا برخورد جدید با آنها بشود..

مجتبی جلوداریان در نشست سیاسی با اعضای پایگاه‌های بسیج خواهران و برادران دانشگاه علوم پزشكی كاشان تصریح كرد: این جریان در دوران دولتی كه احیا كننده گفتمان انقلاب و امام زمان(عج) است، ظهور كرده و از این دولت كه از سوی مقام معظم رهبری به عنوان الگو معرفی شده، تغذیه می‌كند.

وی با مبرا خواندن دولت اصولگرای فعلی از جریان انحرافی خاطرنشان كرد: همه باید بدانند مسیر این جریان انحرافی از جریان دولت اصولگرا جداست و حساسیت این فتنه بالا و رویارویی با آن سخت است.
یك مسئول سپاه پاسداران ناحیه كاشان اظهار داشت: این جریان علی‌رغم اینكه قدرت بالایی دارند اوضاع آنها آشفته است و فساد اخلاقی و اقتصادی این جریان بسیار بالاست.
به گفته وی، هر انقلابی پس از وقوع در طول دوره تكاملی حود با سه فتنه كفار، جبهه منافقان و جبهه به ظاهر مؤمن مواجه می‌شود.
جلوداریان اضافه كرد: در فتنه اول مرز بین كفر و حق مشخص بوده و مبارزه در این جبهه آسان‌تر از دو جبهه بعدی است و در جبهه دوم یعنی رویارویی با منافقان مرزبندی‌ها مشخص نیست و مبارزه در آن نسبت به جبهه اول سخت‌تر است.
به گفته وی هر چه یك انقلاب به تعالی و پیشرفت نزدیك می‌‌شود با افرادی به ظاهر مؤمن در جبهه سوم روبه‌رو می‌شویم كه هدف اصلی آنها ترور شاخص‌ها و عوض كردن مفاهیم شاخص‌ها به نفع خودشان است و در این جبهه علیه اصولی مثل انقلاب، ولایت فقیه با استفاده از مفاهیم زیبا و عامه‌پسندی مانند ظهور امام زمان (عج) فعالیت می‌شود.
وی یادآور شد: به تعبیر بسیاری از بزرگان از جمله آیت‌الله مصباح یزدی خطرناكترین خطری كه اسلام را تا به حال تهدید كرده، این نوع فتنه است.
جلوداریان تصریح كرد: گرچه این جریان فتنه چند ماهی است ظهور كرده اما از سال‌های گذشته كلید خورده و طی این سال‌ها به جمع كردن نیرو آن هم از بین مقام‌های رده بالای مملكت پرداخته‌است.
به گفته وی در این جریان با استفاده از احادیث متقن القا می‌كنند كه ظهور نزدیك است و امام زمان(عج) به طور مستقیم در بسیاری از مدیریت‌ها و مسائل جاری جامعه وارد می‌شود و جامعه را اداره می‌كند.
وی خاصه اصلی فعالان جریان فتنه را ضربه زدن به ولایت فقیه دانست و افزود: این جریان با بیان این بحث قصد دارد شاخص اصل ولایت فقیه را زیر سؤال برده و این منصب را جریانی موازی معرفی كند و بگوید در دورانی كه ظهور نزدیك است، نیازی به تمكین امر ولایت فقیه نیست.
جلوداریان وظیفه همه بسیجیان را روشنگری در این زمینه برای برخورد جدی و چكشی با جریان انحرافی ذكر و خاطرنشان كرد: البته این جریان به ظاهر ولایتی در طول شش سال اخیر روی عناصر اصلی دولت اثرگذاری بسیاری داشته و از مدیران اجرایی رده بالای كشور یاران بسیاری را گرفته‌است.
وی با تأكید بر مبرا بودن جریان اصلی دولت و شخص احمدی‌نژاد از جریان انحرافی یادآور شد: هدف این جریان آن است كه دولتی را كه به عنوان الگو مطرح شده، تخریب كند و ما باید مراقب باشیم تا برخورد جدید با آنها بشود.
به گفته وی شیرینی پایان این فتنه این است كه خود رئیس جمهور وارد شود و این فتنه را به نفع جامعه حذف كند.
نشست سیاسی پایگاه‌های حضرت حمزه سیدالشهدا (ع)و حضرت زینب (س) دانشگاه علوم پزشكی كاشان با یكی از مسئولان سپاه ناحیه كاشان در محل ستاد مركزی این دانشگاه برگزار شد.


 

آسیب شناسی کودکان خیابانی

 

آسیب شناسی کودکان خیابانی  هر زمان که پشت چراغ قرمز بر سر چهارراهی توقف کنید و منتظر تغییر رنگ چراغ‌های ناهماهنگ راهنمایی در شمارش معکوس حرکت ماشین باشید، شاهد دو ، سه یا چهار کودک خردسال و نوجوانی هستید که با دسته‌های گل، اسباب‌بازی، دستمال برای پاک کردن شیشه ماشین و …. به طرف انبوه ماشین‌ها حرکت می‌کنند تا شاید فقط یک یا دو ماشین با چانه‌زدن گلی بخرند و دستمالی بر روی شیشه ماشین کشیده شود؛ و باز در پی تکرار رنگ چراغ‌ها می‌توانید بارها و بارها نظاره‌گر این حرکت اتوماتیک‌وار انسانی باشید. این کودکان متکدی و دستفروش را روی پل عابر پیاده، کنار پیاده‌رو و یا سایر مکان‌های پررفت و آمد به گونه‌های متفاوت می‌بینید.
در اولین نگاه، سؤالی که به ذهن متبادر می‌شود؛ این است که این کودکان از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند. نقطه آغاز روزشان کجا است و مأمن و پناهگاهشان کجا؟ پول حاصل از رفت و آمد بین ماشین‌ها و نشستن کنار پیاده‌رو را به چه کس یا کسانی می‌سپارند؟ پاسخ سؤال اول را کسانی درمی‌یابند که اگر بر حسب اتفاق صبح خیلی زود در خیابان تردد کنند، وانت نیسان‌هایی را می‌بینند که انبوهی از کودکان خواب آلود را روی هم مانند بسته‌های پستی انباشته‌اند تا به مقصد یعنی محل کارشان برسانند و در آخرین دقایق شبانگاه، باز تکرار راه، پیموده شده است؛ چهره‌های خسته، گرسنه و خواب‌آلوده کودکان، پاسخ سئوال دوم برمی‌گردد به خانواده‌ها و یا سرپرستان این کودکان خیابانی.
در سال‌های گذشته، شاهد طرح جمع‌آوری متکدیان و ساماندهی کودکان خیابانی بودیم که که تعدادی از آنها همشهری محسوب می‌شوند و برخی دیگر میهمانان ناخوانده کشورهای همسایه. متولیان این امر از بهزیستی گرفته تا شهرداری، کمیته امداد و یا سایر دستگاه‌های اجرایی، یکدیگر را به کم‌توجهی در مسئولیت‌شان، عدم تخصیص اعتبار، عدم اجرای صحیح و اصولی طرح متهم می‌کنند و در پی آن هنوز که هنوز است نه طرح به شور رسیده و نه کودک خیابانی سامان یافته است.
آوردن این مقدمه بهانه‌ای بود برای پرداختن به بحث آسیب‌شناسی پدیده کودکان خیابانی و خطراتی که متوجه ایشان از طرف جامعه و همچنین وجود این کودکان در بطن روزمرگی کلان شهرها و شهرهای بزرگ دارد

.
اهمیت پرداختن به پدیده کودکان خیابانی

 


بی‌شک اندیشه مطالعه و بررسی کودکان خیابانی در سال های گذشته اذهان کارشناسان مسائل اجتماعی را مشغول نموده است. کودکان فقیر دارای خانواده یا بدون خانواده که در خیابان‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن، و سایر مراکز تجاری زندگی می‌کنند، بخشی از جامعه بشری هستند که پرداختن به آن، جلوگیری از شروع آسیب‌های اجتماعی است.
بر طبق نظیر یونیسف، کودکان خیابانی با واقعیت تلخی از جدایی فزاینده خانواده روبه‌رو هستند و در خطر از دست دادن امکانات اساسی همچون بهداشت و آموزش می‌باشند. کودکان خیابانی با فقر شدید و تجربه مجموعه خطراتی مواجه هستند که اثر مخربی بر سلامتی آنها دارد. آنها با گرسنگی و تغذیه ضعیف، مشکلات بهداشتی، فقدان سلامت روانی، تأخیر تحولاتی، مشکلات روان‌شناختی و عدم پیشرفت تحصیلی مواجه هستند. این پیامدهای بی‌خانمان با دیگر پیامدها زنجیره‌ای را تشکیل می‌دهند که نیازهای تغذیه‌ای کودکان برآورده نشود. رشد، تحت تأثیر قرار گرفته و به تبع آن سلامت جسمانی به خطر می‌افتد و این امر بهداشت روانی را به شدت تحت تأثیر قرار داده، و در نتیجه توانایی تمرکز کاهش می‌یابد و در پی آن عملکرد اجتماعی به شدت دچار افت می‌شود.
کمبود این امکانات در سنین نوجوانی و جوانی برای دختران بی‌خانمان در زمان بارداری که عمدتاً ناخواسته است، کودکان بی‌خانمان را در معرض وزن کم در زمان تولد، مشکلات سلامت و بیماری‌های مزمن، مشکلات شناختی و تحولی سنین رشد و مشکلات تحصیلی قرار می‌دهد. البته این نکته قابل تأمل است که تعداد بسیار کمی از این کودکان از امکان تحصیلات ابتدایی برخوردار می‌گردند.
مشکلات سلامتی با مشکلات روان‌شناختی همراه با عملکرد ضعیف اجتماعی، اضطراب، افسردگی و مشکلات رفتاری به دنبال حضور در خیابان، منجر به بروز شدید‌ترین آسیب‌های روانشناختی می‌شود.
 
کودکان خیابانی چه کسانی هستند؟
سازمان جهانی بهداشت، کودکان خیابانی را به چهار گروه مختلف دسته بندی کرده است:
۱ - کودکانی که در خیابان‌ها زندگی می‌کنند و اولین نگرانی آنها زنده ماندن و داشتن سرپناه است.
۲ - کودکانی که از خانواده خود جدا - شده‌اند و موقتاً در مأمنی مانند خانه‌های متروک و سایر ساختمان‌ها، پناهگاهها و سرپناه‌ها زندگی می‌کنند و یا از منزل یک دوست به منزل دوست دیگر می‌روند.
۳ - کودکانی که تماس با خانواده خود را حفظ می‌کنند ولی به علت فقر، پرجمعیت بودن خانواده و یا سوءاستفاده جنسی و جسمی از آنان در بعضی شب‌ها و اکثر ساعات روز را در خیابان‌ها به سر می‌برند.
۴ - کودکانی که در مراکز ویژه نگهداری می‌ شوند اما قبلاً در وضعیت بی‌خانمانی به سر می‌برده‌اند و در معرض خطر برگشت‌ به همان وضعیت هستند.
از مشخصات برجسته کودکان خیابانی می‌توان به این موارد اشاره کرد:
بیگانه و طرد شدن آنها از نظام و ساختار معمول اجتماعی، اقدام به رفتارهای شدید ضداجتماعی (Anormy) و صدمه به خود، داشتن سوء ظن به خدمات رسمی و در نتیجه استفاده کم از منابع کمی موجود، زندگی کردن پایین‌تر و خارج از محدوده‌های سنتی سیستم رفاهی.
وجه مشخص دیگر این کودکان گذراندن وقت زیاد در خیابان است. همچنین خیابان منبع اولیه برای معاش این گروه محسوب می‌شود و بدین ترتیب مشخص می‌گردد که به طور شایسته و مطلوب توسط بزرگسالان نگهداری نمی شوند. این کودکان معمولاً یا دارای یک والد پدر یا مادر بوده و یا شاهد حضور ناپدری یا نامادری در خانه هستند. در حالت‌های بعدی می‌توان از کودکانی نام برد که بی‌سرپرست هستند و یا در مراکز شبانه‌روزی بهزیستی نگهداری می‌شوند.
کودکان خیابانی از لحاظ تأمین معاش به چند گروه تقسیم می شوند:
متکدیان، بزهکاران (سارقین، توزیع‌کنندگان مواد مخدر، متخلفین جنسی)، - کارگران خیابانی در مشاغل کاذب، کارگران خیابانی در مشاغل واقعی، ولگردان متکدی با مشاغلی همچون تنقلات فروشی، واکسی، روزنامه و گل‌فروشی، فال، کوپن فروشی و در نهایت ضایعات جمع کن‌ها.
در این میان کودکان خیابانی هستند که با خانواده تماس‌های مکرر دارند، به مدرسه می‌روند و در پایان روز به خانه برمی‌گردند. عده‌ای دیگر، گاهگاهی با خانواده تماس دارند، به مدرسه نمی‌روند و به ندرت شب‌ها به خانه برمی‌گردند. و گروهی دیگر، کودکانی هستند که با خانواده خود هیچ تماسی ندارند، از تحصیلات بی‌بهره‌اند و در جستجوی سرپناه و غذا با گروه همسالان تعامل دارند.
از نکات برجسته کودکان خیابانی، علل فرارشان از منزل است. از عوامل مهم می‌توان فقر (اقتصادی)، تفاوت شدید طبقاتی و نبود عدالت اجتماعی، نرخ بالای بیکاری، افزایش بی‌رویه جمعیت در محله‌های حاشیه‌نشین شهرها، فقر فرهنگی خانواده‌ها (بی‌ سوادی و کم سوادی)، افزایش نرخ طلاق، اعتیاد، فوت یک یا هر دو والد بر اثر سوانح طبیعی و یا اجتماعی، افزایش بی‌رویه مشاغل کاذب با درآمد بالا، کمرنگ شدن فرهنگ مذهبی و ملی و سست شدن بنیان ارزش‌های اخلاقی و اعتقادی در جامعه را نام برد.
در این میان فرار کودکان از خانه با محوریت خانواده نقش اساسی را ایفا می‌کند. عدم به کارگیری راهکارهای تربیتی صحیح و بروز مشکلات متعدد، تبعیض بین فرزندان، کمبود محبت، لوس شدن، تنبیهات شدید فیزیکی، سوء استفاده جنسی، عدم درک حساسیت‌های دوران بلوغ نوجوانی، ترس کودک از حضور در مدرسه، تفاوت سنی فاحش والدین و کودک و نوع ارتباط بین نسلی، مقدار زوجات پدر خانواده، اختلالات روانی، سرقت‌های کوچک و بزرگ در منزل و مدرسه، فقر مادی و فرهنگی خانواده و طلاق، عمده‌ترین مشکلات درون خانواده است.
پیامد فرار از خانه و پناه آوردن کودکان به خیابان چیزی نیست جز آغاز سوءاستفاده‌هایی از این کودکان از قبیل:
آموزش کودکان و بکارگیری آنان برای حمل و توزیع مواد مخدر و سایر موارد غیرقانونی، آموزش و بکارگیری کودکان برای تکدی‌گری، آموزش و بکارگیری کودکان برای انواع سرقت، جیب‌بری، کیف‌زنی، کیف‌قاپی، خفت‌گیری، کودک‌ربایی و … ، بهره‌کشی و سوءاستفاده‌ جنسی، فروختن کودکان جهت تجارت اعضای بدن، آموزش و بکارگیری در اماکن فساد، فروختن و یا اجاره کودکان به منازل، بکارگیری در مشاغل خدمات پست دست‌فروشی و معرکه‌گیری، از جمله این سوء استفاده‌هایی هستند که آثار مخربی برای سلامت جسمی و بهداشت روانی کودکان خیابانی برجا می‌گذارد.
هرگونه اقدام جهت پیشگیری یا کنترل پدیده اجتماعی کودکان خیابانی مستلزم شناخت این گروه در دسته‌بندی‌هایی است که به آنها اشاره گردید. اما این پیشگیری و کنترل نیازمند ابزارهای ویژه‌ای هستند که دستگاه اجرایی، سازمان‌های غیردولتی و خیریه‌ای، نقش تأثیرگذاری بر آن دارند. از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به:
• حساس شدن و فعال شدن نهادهای دینی نسبت به پدیده کودکان خیابانی.
• حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از طریق سازمان‌های غیردولتی از خانواده‌های کودکان خیابانی و گسترش سیستم تأمین اجتماعی.
• ایجاد و گسترش مراکز شبه خانواده برای کودکان خیابانی فاقد خانواده همچون سپردن آنان به خانواده‌های فاقد فرزند، برای آن دسته از کودکان خیابانی که فاقد والدین هستند.
• ایجاد مراکز سیار و موقتی به عنوان سرپناه برای کودکان فاقد خانواده.
•تأمین و ایجاد سرپناه شبانه و ارائه آموزش‌های کارهای فنی و حرفه‌ای.
• ارائه خدمات مددکاری در محل حضور کودکان خیابانی در خیابان‌ها.
• تفکیک بین دختر و پسر خیابانی جهت پیشگیری و کنترل آسیب‌های اجتماعی.
ضرورت رویکرد اجتماعی به این پدیده و توجه به اینکه خیابانی بودن جرم نیست ولی می‌تواند منجر به جرمی همچون بزهکاری گردد.
• مطرح کردن بحث کودکان خیابانی از طریق نشریات، صدا و سیما و حساس ساختن مردم نسبت به مشکلات کودکان خیابانی.
• توسعه و تجهیز منابع انسانی برای کار با کودکان و نوجوانان خیابانی در موسسات دولتی و غیردولتی.
• تجهیز و فعال نمودن نهادهایی که در سطح شهرداری‌ها، دولت و سازمان‌های غیردولتی، با حقوق کودکان و نوجوانان سروکار دارند.
• استفاده از تجربیات موفق سایر کشورها در امور ساماندهی و بازپروری کودکان خیابانی اشاره کرد.
با توجه به مطالب فوق باید اذعان داشت که پدیده کودکان خیابانی که هر روز شاهد افزایش جمعیت آنها هستیم، مسلتزم بازنگری در راهکارهای استفاده شده در این حیطه است. زیرا این کودکان با توجه به اینکه در رده‌های سنی مختلف قرار دارند، احتیاج به محیط مناسب برای رشد خواهند داشت. لذا باید با توجه به عواقب این پدیده که شامل بزهکاری، سرقت، اختلال‌های شخصیتی و … می‌شوند، تلاش شود تا شناختی بهتر از وضعیت این کودکان حاصل گردد.
در حال حاضر این پدیده از شهرهای بزرگ مانند: تهران، اصفهان، شیراز و مشهد به شهرهای کوچک نیز سرایت پیدا کرده است و در صورت عدم برنامه‌ریزی دقیق شاهد آسیب‌های اجتماعی این پدیده خواهیم بود.


خطراتی که کودکان و نوجوانان خیابانی را تهدید می کند

 

 

1- خطرات بهداشتی و دچارشدن به انواع بیماری ها : سوء تغذیه، کم خونی، بیماری های پوستی، عفونت های قارچی، انواع بیماری های واگیر، بیماری های دهان و دندان ، چشم، قلب  و....).

 

2- محروم شدن شدن از تحصیل: آموزش و پرورش. حقی که برای زندگی در جامعه کنونی لازم و حیاتی است.

3- مورد سوء استفاده و آزار جنسی قرار گرفتن: ابتلا به بیماری های مقاربتی و بیماری های روانی ناشی از سوء استفاده های جنسی.

4- دچار از خود بیگانگی شدن: قطع ارتباط عاطفی و انسانی مطلوب با اجتماع، احساس تنهایی، غریبگی در میان جمع و سرخوردگی.

5- مورد آزار جسمی  و عاطفی قرار گرفتن:  در معرض برخوردهای فیزیکی قرار گرفتن، ضرب و شتم، تحقیر، سرزنش و...

6- عدم رشد و تکامل: دور ماندن از رشد تکوینی (وزن، شکل، فعل و انفعالات بدن و...) و  کندی رشد تکلیفی(وظایف بدنی، عقلی و اجتماعی لازم جهت سازش با محیط).

7- خطرات حوادث مثل تصادف و مرگ.

8- محروم شدن از کسب مهارتهای زندگی: این مهارت ها شامل؛ توانایی حل مساله، توانایی تصمیم گیری، تفکر خلاق، تفکر نقادانه، برقراری رابطه ی موثر، آگاهی از خود، همدلی با دیگران، مقابله با هیجان و توانایی مقابله با استرس می باشد.

9- پرداختن به تکدی گری: یادگیری شیوه های جلب ترحم دیگران.

10- گرفتار شدن در دام باندهای قاچاق  و تبهکار: باندهای تخلیه ی اعضای بدن یا باندهای سرقت و ...

11- مبتلا شدن به روسپیگری: امرار معاش از طریق خود فروشی و ابتلا به بیماری های جنسی.

12- مورد بهره کشی اقتصادی قرار گرفتن: نیروی کار ارزان کودکان و نوجوانان.

13- خطر پرداختن به اعمال مجرمانه مثل اعمال منافی عفت، ضرب و جرح عمدی، بزه و جرم. 

به طور کلی می توان گفت در به وجود آمدن پدیده و آسیب اجتماعی کودکان خیابانی مجموعه عواملی مؤثرند که می توان آن ها را در سه گروه زیر دسته بندی نمود:

الف- مجموعه عواملی در رابطه با خود کودکان و نوجوانان: عقب ماندگی، عدم برخورداری از سلامت روان، ماجراجویی، کنجکاوی و ناسازگاری.

ب- مجموعه عواملی در رابطه با خانواده ی کودکان و نوجوانان: فقر اقتصادی و فقر فرهنگی خانواده ها، اعتیاد، طلاق، بزهکاری، روسپیگری، قاچاق مواد مخدر، تکدی گری و ....

ج- مجموعه عواملی در رابطه با مسایل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و اقلیمی جامعه ی کودکان و نوجوانان: رشد جمعیت، مهاجرت، پناهندگی، حاشیه نشینی، اختلاف طبقاتی، سیاست های اقتصادی و ....(عادلی و رامشک، 1382)

چه باید کرد:  

آن چه مسلم است، در ایران و به ویژه در شهرهای بزرگ کشورمان، مساله کودکان خیابانی، پدیده ی روبه رشدی است. به علاوه بحران های اقتصادی نیز  در جهان روز به روز در حال افزایش است. این که قشر وسیعی از آینده سازان این مرز و بوم از نعمت زندگی سالم و حتی تحصیلات ابتدایی محروم باشند موضوعی است که باید در جهت رفع آن اقدام شود. نگرش جامعه نسبت  به کودکان خیابانی اغلب منفی بوده و آنان را کودکان مشکل دار که برای جامعه دردسر ساز هستند تلقی می کند. این در حالی است که اگر جامعه از این کودکان حمایت  کرده و همه ی اعضای جامعه خود را در قبال این کودکان مسوول بدانند ، نه تنها می توانند زندگی سالم را به این کودکان هدیه کنند بلکه می توانند آینده ی سالم تری را برای خود، خانواده و جامعه به ارمغان بیاورند. دولتها وظیفه دارند که از اعضای اجتماع در برابر آسیب ها حمایت کنند اما این مهم محقق نخواهد شد تا زمانی که ، تک تک اعضای جامعه  نسبت به مساله کودکان کار و خیابان حساس شوند و به این کودکان به عنوان افرادی با مسایل و نیازهای خاص  نگاه کنند و نه افراد بدی که بایستی اصلاح شوند و در راستای حل مساله آنان دست یکدیگر را بفشارند.

برای کاهش مشکلات و مسائل کودکان باید به توانمند سازی آنان بپردازیم. توانمند سازی بر سه محوراساسی استوار است: آموزش، حمایت و مشارکت. آموزش حق همه ی کودکان و کلید رهایی و آگاهی از بسیاری مشکلاتی است که کودکان را در چنگ خود گرفتار کرده است. حمایت یعنی تلاش برای تحقق حقوق اساسی کودکان که در پیمان نامه ی حقوق کودک آورده شده است و ضامن رشد و سلامت جسم و روان آنان است. حمایت از کودکان بدون حمایت خانواده امکان پذیر نیست از این رو خانواده بعنوان اولین  نهاد رشد وزندگی کودکان باید مورد حمایت دولتها قرار بگیرد.  

آموزش وحمایت از کودکان و خانواده ها مستلزم مشارکت همگانیست. بدون تردید نقش دولتها در تحقق حقوق کودکان بسیار اساسی است ودر پیمان نامه ی حقوق کودک بر آن تآکید شده اما وظیفه ی دولتها مشارکت همگانی را نفی نمی کند. برای دستیابی  به حقوق کودکان مشارکت همه ی سازمانهای دولتی، غیر دولتی  و به ویژه خود کودکان امری ضروری است.

مطالعه کشورهای مختلف در زمینه ی نحوه ی مواجهه با مساله ی کودکان کار و خیابان نشان می دهد که چندین راه حل عمده وجود دارد:

1- وضع قوانین کار کودک و برقراری آموزش ابتدایی همگانی و اجباری

2- حمایت دولت از طرح های سازمان های غیر دولتی و محلی

3- تقسیم مسؤولیت برنامه ریزی شده میان دولت و جامعه ی مدنی

4- ابتکار سازمان های فراملی و بخش خصوصی(برخورداری، 1387)

بنابراین شایسته است با رویکرد مبتنی بر کمک به کودکان خیابانی با شناخت واقعیت های زندگی آنان و با  استفاده از تجربیات موفق کشورها و همچنین همکاری سازمان های ذی ربط مانند آموزش و پرورش، بهزیستی، شهرداری، وزارت بهداشت ، فنی و حرفه ای و تمام انجمن ها و سازمان های غیردولتی فعال و علاقمند در زمینه ی کار کودک، با همراهی و همکاری کودکان و خانواده هایشان، برنامه ای مفید و عملی تدوین و اجرا شود، به طوری که شرایطی فراهم شود تا کودکانی که مجبورند برای کمک به تامین معاش خانواده کارکنند از کارهایی که به لحاظ جسمی و روحی به آن ها آسیب وارد می کند، دور بمانند و در مقابل از تحصیل، شادی و کودکی شان دور نمانند